تبليغاتX
یاعلی گفتیم وعشق آغازشد

        گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی.   گفتی : تو فرهـادی مگر؟

گفتم : خرابت می شـوم.   گفتی : تو آبـادی مگـر؟

گفتم : ندادی دل به من.   گفتی : تو جان دادی مگر؟

گفتم : ز کـویت مـی روم.   گفتی :تو آزادی مگـر؟

گفتم : فراموشم مکن.   گفتی : تو در یادی مگر؟

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط سید  | 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

شهادت ام ابیها تسلیت باد

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید  | 

شیعه جوشیده‏ست از غدیر

جلوه‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود«الیوم اكملت لكم»

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض«اتممت علیكم نعمتى»

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گلواژه«من كنت مولا» تا نشست

گلبن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

«بركه خورشید» در تاریخ نامى آشناست

شیعه جوشیده‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

گر چه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست

عمر كوتاهى‏ست در لبخند گلها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

"محمد جواد غفورزاده"(شفق

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 آذر1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سید  | 
ياس عشق

دیروز در کنار تو احساس عشق بود

دستان کوچکت که پر از یاس عشق بود

دستان کوچکت که جنون مرا نوشت

این واژه های غرق به خون مرا نوشت

هرجا که رد پای شما هست می روم

فکری بکن به حال من از دست می روم

قلبم شکسته است و هی سرد می شوم

بگذار بشکند عوضش مرد می شوم

دستان خسته ام به شقایق نمی رسد

فریاد من به گوش خلایق نمی رسد

این دست ها همیشه پر از بوی یاس نیست

یا مثل چشم های شما با کلاس نیست

این رسم زندگی ست بزرگ و بزرگ تر

هر چه بزرگ تر و سپس هرچه گرگ تر

بین خودم و آینه دیوار می کشم

هرشب که پشت پنجره سیگار می کشم

شاید هنوز فرصت عصیان و مرگ هست

در ذهن ابرهای درونم تگرگ هست

بانوی دشت های قشنگی که سوختی

عشق مرا به رهگذران می فروختی

چشمانتان پر از هیجان نیست نازنین

این دست ها همیشه جوان نیست نازنین

شاید کسی که بین غزل های من گم است

در فصل های زندگی ام فصل پنجم است

یا نه درست مثل خودم لاابالی است

از مردمان غمزدهء این حوالی است

حالا ببین علیه خودم غرق می شوم

در منتها الیه خودم غرق می شوم

دلشوره های سرخ دلم ناتمام ماند

احساس می کنم غزلم ناتمام ماند

 

برگزیده از وبلاگ : دلتنگی های شبانه

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سید  | 

ميلاد امام عصر(عج)، اميد دلهاي اميدوارمباركباد

اى طبيب دردمندان خسرو خوبان كجايى

اى شفا بخش دل مجروح بيماران كجايى

ظلم و جور و جهل و كين يكباره عالم را گرفته

ظالمان جولان دهند اي مصلح دوران كجايي


پايگاه اطلاع رساني مسجد مقدس جمكران

بر اساس كرامت ثبت شده در دفتر ثبت كرامات مسجد مقدس جمكران

شناسنامه كرامت

موضوع كرامت: شفاى سكته مغزى در نيمه شعبان

منبع كرامت: دفتر ثبت كرامات مسجد مقدّس جمكران، شماره 285

مشخصات: برادر، ر - ج، اهل مرودشت روستاى زنگى آباد، 37ساله، بنّا

زمان كرامت: نيمه شعبان 1376

مكان كرامت: در محل سكونت

تاريخ ثبت كرامت: 18/8/78

اسناد و مدارك: چهار مورد آزمايش، راديوگرافى مركز آموزشى درمانى نمازى.

زير نظر دكتر تواضع و يوسفى پور، نامه‏اى از طرف همسايگان شفا يافته جهت تأييد شفا و شهادت به بهبودى ايشان

اظهار نظر پزشكى: گواهى مى‏شود آقاى ر - ج، كه به علت فلج نيمه چپ بدن به اينجانب مراجعه كرده در مورخه دى ماه 1376با شفاى كامل بهبودى يافته‏اند.

خلاصه كرامت به نقل از شفا يافته:

 براى سومين بار سكته مغزى كردم و از ناحيه دست و صورت و پا از سمت چپ فلج شدم كه بعد از مراجعه به دكترهاى مختلف و مأيوس شدن از نتيجه درمان، شب نيمه شعبان بود كه حال اضطراب و نگرانى خاصى در من وجود داشت كه همان شب در خواب مورد عنايت حضرت ولى عصر عليه‏السلام قرار گرفته و بحمداللَّه از بيمارى شفا پيدا كردم.

شرح واقعه از زبان شفا يافته :

شرح در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید  | 

معرفی شبکه ماهواره ای اززبان دست اندرکاران آن

بسم الله الرحمن الرحيم

در عرصه ی جهان ارتباطات امروز هر ايده و انديشه‌ای بر آن است تا در راستای دست يابی به آرمانها و اهداف خود ، گوشه ای از فضا را اشغال كند. جای بسی تأسف است كه تعاليم حيات بخش اسلام و آموزه های سعادت آفرين پيشوايان معصوم و اهل بيت پيامبر ( سلام الله عليهم اجمعين ) امروزه ظهور كم فروغی در عرصه وسائل ارتباط جمعی دارند لذا تمام دوست داران اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت ، انديشمندان دلسوز، مالداران سخاوتمند، خير پيشگان نگران آينده جوانان و متفكران اصلاح‌گر ساختار از هم گسيخته خانواده ها را به هم ياری و همكاری دعوت ميكنيم، چرا كه به بيراهه رفتن جوانان، از هم پاشيدگی خانواده ها ، هجوم غير منصفانه صاحبان برخی رسانه ها و برنامه سازان آنها به اعتقادات مقدس و پاك ميليونها مسلمان و پيشوايان و رهبران آسمانی روند فزاينده و رو به رشدی پيدا كرده است. در راستای اين احساس مسئوليت بر آن شديم به یاری خداوند توانا شبكه اطلاع رسانی جهانی، از طريق ماهواره، كاملا مذهبی بدون هيچگونه وابستگی به دولت، حزب و گروه سياسی راه اندازی كنيم .

هدف ما

1 – آشنا کردن تمامی جوامع با تعالیم حیات بخش، صلح جویانه وانسان سازاسلام در پرتوارشادات ورهنمودهای پیامبر اسلام واهل بیت عصمت وطهارت سلام الله علیهم
2 – آشنا کردن کودکان، نوجوانان وجوانان با اسلام از طریق ارائه برنامه های ویژه
3 – زدودن غبار خشونت وتندی از چهره مهربان اسلام در جهان اسلام
4 – تنش زدایی از خانواده ها وایجاد انسجام ومهربانی بیشتر در جهت کاهش طلاق واز هم پاشیدگی کانون خانواده واجتماع
5 – گفتگوی علمی – مذهبی توأم با استدلال وبرهان در فضایی سالم وآرام بین مذاهب واندیشه ها

براي مشاهده اینجا كليك كنيد

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط سید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سید  | 

آيت الله شيخ حسنعلي اصفهاني (نخودكي)


منبع:سايت صالحين

 سیر و سیاحت عجیب

فرزند ایشان نقل می کند:
به خاطر دارم که شخصی بنام « صنیعی » از اهل اصفهان که ریاست اداره تلفن مشهد را نیز به عهده داشت، برای من حکایت کرد که:
« وقتی به درد پا مبتلا شدم و به ارشاد و به اتفاق دو تن از دوستانم به نامهای حسن روستائی و شاهزاده دولتشاهی به خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمة الله علیه رفتم تا توجهی فرمایند و از آن درد خلاص گردم، چون به خانه او رفتم، دیدم که در اطاق گِلی و بر روی تخت پوست و زیلویی نشسته است.
در دلم گذشت که شاید این مرد نیز با این ظواهر، تدلیس می کند. پس از شنیدن حاجتم، فرمود تا دو روز دیگر به خدمتش برسم.

روز موعود رسید و بنا به وعده آنجا رفتم ولیکن در دل من همچنان خلجانی بود. چون به خدمتش نشستم، نظر عمیقی در من افکند که ناگهان خود را در شهر اراک که مدتی محل سکونتم بود، یافتم.
 در آن وقت نیز پسرم در آن شهر ساکن بود. یکسره به خانه او رفتم، ولی به من گفتند: فرزند تو چندی است که از اینجا به جای دیگر منتقل شده است و نشانی محل جدید او را به من دادند. به سوی آن نشانی جدید راه افتادم و در راه با تنی چند از دوستان مصادف شدم که قرار گذاشتند همان شب به دیدن من بیایند.
 چون به در منزل فرزندم رسیدم و در را به صدا درآوردم، خادمه یی در را بگشود، چون خواستم که به درون بروم، ناگهان صدای مرحوم شیخ مرا به خود آورد، دیدم غرق عرق شده و خسته و کوفته ام.
 آنگاه دستوری از دعا و دوا به من مرحمت فرمود، ولی پیوسته در اندیشه بودم که این چگونه سیر و سیاحتی بود که کردم؟ پس از چند روز، نامه یی گله آمیز از پسرم رسید که چه شد به اراک و تا در خانه ما آمدی، ولی داخل نشده و بازگشتی و چرا با دوستانت که در راه، قرار ملاقات نهاده بودی، و شب به دیدار تو آمده بودند، تخلّف وعده کردی؟
و در پایان آدرس منزل خود را، در همان محل داده بود که من در آن مکاشفه و سیاحت به آنجا رفته بودم. »

نبات متبرک

مسئول چراغهای آستانه مقدس حضرت رضا علیه السلام ( در آن دوران ) نقل کرده است :
« آقای دولتشاهی رئیس تشریفات آستانه، مدتی مرا از کار برکنار کرده بود، روزی در صحن مطّهر خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی(ره) رسیدم و از حال خود به او شمّه ای عرض کردم. نباتی مرحمت فرمود که در چای به دولتشاهی بخورانم. گفتم: اینکار برای من میسر نیست.
فرمودند: تو برو خواهی توانست، بیدرنگ به دفتر تشریفات رفتم. پیشخدمت مخصوص دولتشاهی بدون مقدمه به من اظهار کرد: اگر می خواهی چیزی به « آقا» بخورانی، هم اکنون وقت آن است.
من نبات را به وی دادم، در چای ریخت و نزد «آقا» بردم. از دفتر به صحن آمدم. چند لحظه نگذشته بود که دولتشاهی مرا نزد خود احضار کرد و کار سابقم را مجدداً به من واگذاشت. »

خلاصی از ناامنی

مرحوم سید ابوالقاسم هندی، نقل کرد که:
« در خدمت حاج شیخ به کوه « معجونی» از کوهپایه های مشهد رفته بودیم. در آن هنگام مردی یاغی به نام « محمد قوش آبادی» که موجب ناامنی آن نواحی گردیده بود از کناره کوه پدیدار شد و اخطار کرد که: اگر حرکت کنید، کشته خواهید شد.
مرحوم حاج شیخ به من فرمودند: وضو داری؟ عرض کردم: آری. دست مرا گرفتند و گفتند: که چشم خود را ببند.
پس از چند ثانیه که بیش از دو سه قدم راه نرفته بودیم، فرمودند: باز کن، چون چشم گشودم، دیدم، که نزدیک دروازه شهریم.
بعد از ظهر آن روز، به خدمتش رفتم، کاسه بزرگی پر از گیاه، در کنار اطاق بود. از من پرسیدند: در این کاسه چیست؟
عرض کردم: نمیدانم و در جواب دیگر پرسشهایشان نیز اظهار بی اطلاعی کردم. آنگاه فرمودند: قضیه صبح را با کسی در میان نگذاشتی؟ گفتم: خیر، فرمودند: خوبست تو زبانت را در اختیار داری بدان که تا من زنده ام، از آن ماجرا سخنی مگو و گرنه موجب مرگ خود خواهی شد. »


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سید  | 

دانشجویان علوم اسلامی وحدیث برای مطالعه و  save کردن کتب دررایانه خود کلیک کنید.

 دانش پذیران عزیزارشدعلوم حدیث به این سایت مراجعه فرمائیدواگربازنشد پس ازنصب پروکسی واردشوید .

کلیک کنید.

پس از ورودبه سایت روی قسمت حدیث شیعی (انتخاب براساس نام)  کلیک وحرف موردنظر مثلا در اینجا ش که اول شرح اصول می باشد را انتخاب وکتاب مربوطه را باز  وکپی کنیدتا بعدا استفاده کنید

درصورتیکه موفق نشدیدادامه مطلب را مشاهده فرمائید 

 ماراازنظرات سودمندخودبی بهره نگذارید

التماس دعا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید  | 

 

 

Image این مستند بیست دقیقه ای درباره سفر حج یک مسلمان غربی و به جا آوردن مراسم حج است که مستندی بسیار زیبا و تاپیر گذاری است

برای دانلودکلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید  | 
سوره نور آيه ۳۰ - ۳۱  

قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ يحْفَظوا فُرُوجَهُمْ ذَلِك أَزْكى لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرُ بِمَا يَصنَعُونَ(30)
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ يَغْضضنَ مِنْ أَبْصرِهِنَّ وَ يحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنى إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنى أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسائهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَت أَيْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِينَ غَيرِ أُولى الارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظهَرُوا عَلى عَوْرَتِ النِّساءِ وَ لا يَضرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكمْ تُفْلِحُونَ(31)

تفسير نمونه جلد 14 صفحه 435

  ترجمه :

۳۰ - به مؤ منان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان ) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براى آنها پاكيزه تر است ، خداوند از آنچه انجام مى دهيد آگاه است .
۳۱- و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف ) روسريهاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان ، يا پسران خواهرانشان ، يا زنان هم كيششان يا بردگانشان (كنيزانشان ) يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پايهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداى خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگى به سوى خدا بازگرديد اى مؤ منان تا رستگار شويد.
                               برای مطالعه شان نزول وتفسیرآیات ادامه مطلب راکلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سید  | 

كليك كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط سید  | 
جام جم آنلاين: يک دانشمند ژاپني اعلام کرد نتايج تحقيقات با استفاده از فناوري نانو تکنولوژي نشان مي دهد آب زمزم در مکه مکرمه، آب معمولي نيست بلکه ازخواصي برخورداراست که در هيچ يک از آب هاي جهان پيدا نمي شود.

 به گزارش واحد مرکزي خبر ، نتايج تحقيقات نانو تکنولوژي اين دانشمند ژاپني نشان مي دهد اگر يک قطره از آب زمزم به هزار قطره آب معمولي افزوده شود ، ‌آن هزار قطره آب معمولي ، خواص آب زمزم را پيدا مي کند.

دکتر ماسارو يموتو از محققان ژاپني افزوده است: وي در تحقيقات و مطالعات علمي خود روي آب زمزم با استفاده از فناوري نانو تکنولوژي نتوانسته است هيچ يک از خواص آب زمزم را تغيير دهد.

وي تصريح کرده است روي آب زمزم که آن را از يک عرب مقيم ژاپن گرفته، تحقيقات و مطالعات زيادي انجام داده است.

دکتر يموتو گفته است آب زمزم منحصر به فرد و از آبهاي ديگر متمايز است و ساختار آن با همه آب هاي جهان متفاوت است.

اين محقق ژاپني گفته است مطالعات و تحقيقات در آزمايشگاهها نتوانست هيچ يک از خواص اين آب را تغيير دهد و ما تاکنون نتوانسته ايم علت ان را تشخيص بدهيم. وي در پايان گفته است آب زمزم يک آب معمولي نيست.

گفتني است دکتر يموتو بنيانگذار نظريه تبلور ذرات آب است.


برای اطلاعات بیشتر شهادت آب راجستجوکنید

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سید  | 
برای مشاهده کلیک کنید
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط سید  | 

دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس